سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 

حمله ی لباس شخصی ها به کنسرت سراج

جمعه 89 تیر 25 ساعت 12:15 عصر
"عناصر خودسر" این بار در کرمانشاه خودی نشان دادند و مانع از برگزاری کنسرت سیدحسام الدین سراج شدند! 
این خبری است که چند روز پیش بر روی خروجی سایت ها و خبرگزاری ها قرار گرفت و متعاقب آن ، وزارت ارشاد ، مداخله خودسرها در این ماجرا را محکوم کرد و خانه موسیقی هم از این واقعه ابراز تاسف نمود ؛ همین!... و آقایان"خودسر" هم به خوبی و خوشی به خانه هایشان رفتند و به ریش مردم خندیدند!
ماجرای قانون شکنان معروف به "خودسر" سال هاست که به بخشی از تاریخ سیاسی کنونی ایران تبدیل شده است ؛ عده ای به نام دفاع از اسلام و انقلاب و ارزش ها ، هر کاری که خودشان تشخیص می دهند درست است را انجام می دهند و در این راه از شکستن قانون و عدول از آموزه های اخلاقی دین و وجدان هم ابایی ندارند!
کسی هم نیست که بپرسد شما چه کاره مملکت هستید که به خود اجازه می دهید در هر کاری دخالت کنید ؛ به چه حقی تجمع غیرقانونی برگزار می کنید، با کدام مجوز شرعی و اخلاقی و قانونی مردم را کتک می زنید ، بر چه مبنای قانون پسندی مقابل منزل فلان فعال سیاسی تجمع می کنید یا به فلان سفارتخانه خارجی کوکتل مولوتف پرتاب می کنید و به شیشه هایش سنگ می زنید ، طبق کدام اجتهاد شرعی به تشخیص خود کنسرت های افرادی که از ایشان خوشتان نمی آید را مفسده برانگیز تشخیص میدهید و به همش می ریزید ، به چه اجازه ای جلوی اکران فیلم های مجوز دار را می گیرید و ... ؟!
والله که ادامه این وضعیت چیزی جز شرم و ننگ را برای جامعه ایران ندارد. همه اش شده تکرار این سناریو:" حمله خودسرها ، انتشارخبر حمله در رسانه ها ، نچ نچ و پچ پچ های بعدی و حداکثر ابراز تاسف و گاهی هم محکومیت لفظی" و واقعاً دیگر هیچ!
مسوولان انتظامی و قضایی هم که در این ماجراها ، واکنشی نشان نمی دهند و همین امر نیز پررویی و گستاخی خودسرها را باعث می شود.
به راستی مگر در همین قضیه اخیر ، کسانی که اقدام به این کار کردند ، شناخته شده نیستند؟ مگر مسوولان مربوطه خبر ندارند که چه کسانی لات منشانه جلوی برگزاری یک کنسرت قانونی را گرفته اند؟ پاسخ مشخص است ؛ همه می دانند و به اسم و رسم و نشانی هم می دانند که چه کسانی این کار را کردند.
سوال اینجاست که چرا اقدامی نمی کنند؟ آیا حکومت قانون به حدی ضعیف و منفعل است که از چند "مینی شعبان بی مخ" هم حساب می برد و نمی تواند کاری به کارشان داشته باشد یا قضیه چیز دیگری است؟
عدم برخورد با این ها باعث شده که در طول زمان ، امر بر ایشان مشتبه شود که همه کاره مملکت اند و هر کاری و هر غلطی که دلشان بخواهد می توانند انجام دهند و کسی هم جلودارشان نیست!
از همه بدتر این که این کارها را به اسم دفاع از ارزش ها انجام می دهند و نمی فهمند که هیچ ارزشی بالاتر از قانون و اخلاق نیست.
واقعاً تاسف انگیز است که فلان روزنامه نگار به دلیل نوشتن یک مطلب در وبلاگ شخصی اش ، متهم می شود به این که برای رسانه های بیگانه خوراک تبلیغاتی فراهم کرده ، اما عربده کشی و چماقداری برخی ها که "مواد مرغوب رسانه های ضدنظام" هستند ، با سکوت و بی تفاوتی ، مورد تشویق قرار می گیرد!
به نظر آقایان ، آیا دستگاه های تبلیغی ضد جمهوری اسلامی ، از خدا نمی خواهند که این قبیل افراد ، هر روز مرتکب یک کار افراطی مانند به هم زدن کنسرت ها شوند تا همین ماجرا را به چماقی بر سر نظام تبدیل کنند؟!
آیا این اقدامات ، مصداق تشویش اذهان عمومی نیست؟ آیا کسی متوجه ناامنی مادی و معنوی حاصل از این اعمال ضدانسانی نیست؟
تا کی باید این وضعیت خجالت آور ادامه یابد؟ مگر این کشور، قانون و مسوول اجرای قانون و مسوول نظارت بر قانون ندارد که یک عده معدود ، در محفل های خود برای این و آن تصمیم می گیرند و در روز روشن ، قانون را مانند سیگاری در زیر پای خود له می کنند و کک کسی هم نمی گزد؟ سوال مهم تر، اما این است که آیا اینهایی که هر از چندی تحت عنوان " عناصر خودسر" گرد و خاک بپا می کنند ، قانون را زیر پا می گذارند ، مراسم دارای مجوز رسمی را بهم می ریزند و برای هر آن که دلشان بخواهد مزاحمت ایجاد  می کنند ، واقعاً "خودسر" هستند؟!
هر چند "خودسر" تعبیر متداولی برای معرفی اینان شده ولی واقعیت امر نمی تواند اینگونه باشد که این ها واقعاً خودسرند . آنهایی که مرتکب اقدامات آنچنانی می شوند ، تنها نیروهای عمل کننده و حلقه آخر ماجرا هستند.
خودسرها ، کسانی هستند که با هر اسم و رسمی "تصمیم" می گیرند که مثلاً فلان مجلس باید به هم ریخته شود و این را نیروهای دست چندمشان عملیاتی می کنند! در واقع ، خودسرهای واقعی ، آمران هستند و نه عاملان دون پایه ای که به امر آمران وارد گود می شوند.خودسرهای واقعی ، مسوولانی هستند که به حکم قانون موظف اند از حقوق شهروندان دفاع کنند و مقابل قانون شکنان بایستند و آنها را به سزای اعمال شان برسانند ولی مانند تماشاچیان یک فیلم سینمایی ، حداکثر کاری که می کنند شکستن تخمه است و لاغیر!و به راستی آیا عمل نکردن به وظیفه قانونی ، خودسری نیست؟ آیا مسوولان ساکت ، برغم آن که طبق قانون باید کاری می کردند و نکردند ، خودسر واقعی نیستند؟
مثلاً در همین ماجرای کنسرت کرمانشاه ، مهاجمان ، با زنجیر جلوی در وروی را گرفته و کسانی که بلیت داشته اند را برگردانده اند. آیا پلیس وظیفه نداشت به آنان بگوید شما چه کاره اید که مانع یک مراسم قانونی شده اید؟ آیا وظیفه نداشت آنها را از محل دور کند و در صورت مقاومت ، بازداشت شان نماید و امنیت مردم را تأمین کند؟ آیا عدم انجام این وظیفه بدیهی ، خود ، بزرگ ترین خودسری نیست؟
به هر حال ، در این ماجرا برگ ننگین دیگری بر کتاب قطور عناصر موسوم به"خودسر" افزوده شد و اینک از قوه قضاییه انتظار می رود در شرایطی که سایر دستگاه ها نتوانسته یا نخواسته اند به وظیفه خود در قبال این ماجرای تلخ عمل کنند ، پیگیری جدی این موضوع را در دستور کار قرار دهد تا شاید مقدمه ای واقعی برای برچیدن پدیده مشمئز کننده خودسری ها در جامعه باشد.

نوشته شده توسط : علی

نظرات ديگران [ نظر]