سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
 

غلو در مورد احمدی‌نژاد نتیجه عکس دارد

شنبه 86 شهریور 31 ساعت 11:0 عصر
 به نظر می‌رسد که افراط برخی اطرافیان رییس‌جمهوری در ستایش از او حد پایانی ندارد. اطرافیان رییس‌جمهور که در ابتدا احمدی‌نژاد را «معجزه هزاره سوم» خوانده بودند اکنون گامی دیگر به پیش نهاده‌اند به گونه‌ای که مرکز پژوهش و اسناد ریاست‌جمهوری در گزارشی سراسر تعریف و تمجید، احمدی‌نژاد را «سقراط زمانه» نامیده است.
احمدی‌نژاد «سقراط» زمانه است [کلیک کنید]

عضو شورای مرکزی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اما با انتقاد از این شیوه معتقد است این گونه غلو کردن اول از همه به ضرر فردی تمام می‌شود که در موردش بزرگنمایی انجام گرفته است. 
سیدمحمد غروی در گفت‌وگو با آفتاب می‌افزاید: غلوگویی کار مناسبی نیست و شخصیت فرد را هم مورد تهدید قرار می‌دهد. به نظر من نوع برخورد تواضع‌آمیز آقای احمدی‌نژاد نشان دهنده آن است که خود ایشان هم از این تعریفات خوشحال نیست و روحیه وی با این غلوها همخوانی ندارد. 
وی با بیان این که بزرگنمایی دیگر بر روی مردم تأثیری ندارد خاطرنشان می‌کند: غلو در مورد شخصیت و کردار فردی، دیگر اثر مثبت و خوبی ندارد و جامعه این اظهارات را بر نمی‌تابد چرا که مردم دیگر مانند سابق نیستند و دیگر تحت تأثیر این گونه سخنان قرار نمی‌گیرند. 
با این وجود این پرسش همچنان بی‌پاسخ مانده است که در صورت مخالفت رئیس‌جمهوری با ستایش‌های آمیخته با غلو حامیانش، چرا  هیچ اقدام یا سخن درخوری برای توقف این شیوه ناپسند از سوی ایشان مشاهده نشده است؟! 

نوشته شده توسط : علی

نظرات ديگران [ نظر]


‌گاف عجیب خبرگزاری دولت!

شنبه 86 شهریور 31 ساعت 9:0 عصر
روزنامه «اعتمادملی» در شماره روز شنبه 31 شهریورماه خود خبر از آن داده که خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) –بعنوان خبرگزاری دولت- قبل از برگزاری نشست شورای امنیت، گزارشی را از جلسه مخابره کرده است. 
در ایت خبر که « گاف ایرنا در انتشار گزارش یک نشست برگزار نشده» منتشر شده، می‌خوانیم: با عنوان خبرگزاری جمهوری اسلا‌می و ارگان رسمی دولت ساعت 59/17 دقیقه روز چهارشنبه گذشته خبری را از یک نشست غیرواقعی منتشر کرد که تعجب بسیاری از محافل خبری و سیاسی را برانگیخت. 
بنابراین خبر، خبرگزاری جمهوری اسلامی در خبری غیرمنتظره با عنوان «نشست شورای امنیت درباره ایران» مدعی شد که شورای امنیت سازمان ملل روز چهارشنبه برای شنیدن و بررسی گزارش سه‌ماهه درباره میزان اجرای دو قطعنامه ضدایرانی تشکیل نشست علنی داد. 
در خبر ایرنا اضافه شده است: «این نشست ساعت ‌ 30/10 ‌دقیقه به وقت نیویورک آغاز شد و نماینده آمریکا به تهدیدهای خود علیه تهران ادامه داد». در پایان خبر هم این جمله منعکس شد که «خبرهای تکمیلی از این نشست متعاقبا مخابره می‌شود». 
اعتمادملی در پایان این نکته خبری نوشته: این درحالی است که هیچ نشستی درباره ایران در شورای امنیت برگزار نشده بود و هیچیک از خبرگزاری‌های داخلی و خارجی این خبر را منعکس نکرده بودند. یک مقام ارشد وزارت خارجه هم روز چهارشنبه در گفت‌وگو با اعتماد ملی خبر ایرنا را تکذیب کرد.

نوشته شده توسط : علی

نظرات ديگران [ نظر]


رقابت فوتبالی قالیباف-احمدی‌نژاد

شنبه 86 شهریور 31 ساعت 7:0 عصر
روزنامه «اعتمادملی» سرمقاله روز شنبه 31 شهریورماه خود را به انتخابات فدراسیون فوتبال و رقابتی اختصاص داده که میان«محمد علی‌آبادی»، معاون احمدی‌نژاد، از یک‌سو و اصولگرایانی دیگر که «مصطفی آجرلو» ،یار نزدیک قالیباف، در میان آنها از دیگران شاخص‌تر است اختصاص داده است. 
در بخشی از این سرمقاله آمده:« خودداری چهره‌های متمایل به اصلا‌ح‌طلبان از ورود به میدان انتخابات فدراسیون فوتبال، رقابتی جدی و در عین حال منحصر به فرد را درون اردوگاه اصولگرایان شکل داده است». 
این روزنامه می‌افزاید: محمود احمدی‌نژاد و محمدباقر قالیباف که پس از رقابت مستقیم در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم، یک بار در انتخابات شورای شهر تهران با گسیل نیروهایشان به‌طور غیرمستقیم با هم رقابت کردند، این بار نیز آنگونه که از شواهد برمی‌آید، قرار است در انتخابات فدراسیون فوتبال با هم رقابت کنند؛ انتخاباتی که مصطفی آجرلو مدیر ورزش شهرداری تهران، طیف متمایل به قالیباف را در آن نمایندگی می‌کند و محمد علی‌آبادی معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان تربیت‌بدنی با ورود شائبه‌انگیز به صحنه انتخابات، تفکر حامیان احمدی‌نژاد را نمایندگی می‌کند. در ادامه مطلب آمده است: فارغ از اینکه نتیجه انتخابات چه باشد، اصولگرایان و به‌ویژه دولت و سازمان تربیت‌بدنی در شرایطی قرار گرفته‌اند که می‌توان صداقت و درستکاریشان را در پایبندی به قواعد بازی عادلا‌نه محک زد. آیا نفوذ و سیطره دولت به برخی صاحبان رای در انتخابات فدراسیون فوتبال رقبا را در شرایطی نابرابر قرار خواهند داد؟ 
اعتمادملی کنایه‌ای هم به انتخابات آتی مجلس زده است:«این رقابت در مقیاسی به مراتب کوچک‌تر، آزمایشی است برای التزام و پایبندی صاحبان قدرت به برگزاری انتخابات‌های عادلا‌نه در میدان‌های بزرگ‌تر و سرنوشت‌ساز».

نوشته شده توسط : علی

نظرات ديگران [ نظر]


نامه حداد به احمدی‌نژاد چه بود؟

شنبه 86 شهریور 31 ساعت 6:0 عصر
طی روزهای گذشته،‌ علاوه بر اینکه کارشناسان مختلف از تصمیم دولت درباره کاهش ساعت کار در ایام ماه مبارک رمضان انتقاد کردندو‌ آن را موجب ایجاد محدودیت در خدمت رسانی دولت به مردم و کاهنده تولید ملی ارزیابی کرده بودند، رییس مجلس هفتم نیزطی نامه‌ای به این موضوع انتقاد کرد.
در پی مصوبه دولت مبنی بر کاهش ساعات کار ادارات دولتی و بانکها در ماه مبارک رمضان،«غلامعلی حدادعادل» رئیس مجلس به «هیات تطبیق مصوبات دولت با قوانین» ماموریت داد درباره قانونی بودن این تصمیم دولت بررسی و گزارش دهد.
هیات تطبیق مصوبات دولت با قوانین بعد از انجام جلسات کارشناسی ، تصمیم دولت به کاهش ساعت کاری در ماه مبارک را خلاف مصوبه 1359.4.23 شورای انقلاب، مبنی بر هماهنگی ساعات کار کارمندان و کارگران و تصویب آن به میزان 44 ساعت در هفته دانست.
حدادعادل پس از دریافت گزارش هیات تطبیق مصوبات دولت با قوانین و مشورت با این حقوقدانان این هیات، روز دوشنبه 86.6.26 با ارسال نامه‌ای به رئیس جمهور، ‌خواستار لغو مصوبه اخیر و بازگشت ساعات کار به روال مصرح در قانون شد.
بر اساس اصل 138 قانون اساسی، کلیه مصوبات دولت باید ضمن ابلاغ،‌ به اطلاع رئیس مجلس شورای اسلامی رسانده شود تا در صورتی که آنها را بر خلاف قوانین بیابد، برای تجدید نظر به هیات وزیران عودت دهد.
در همین خصوص «محمدرضا باهنر» نایب‌رییس مجلس در مورد تغییر ساعت کارها در ماه مبارک رمضان و موضع مجلس در این زمینه گفت:‌ تقریبا نه روز از ماه رمضان گذشته است و اگر مجلس بخواهد اقدام قانونی انجام دهد 10 ، 15 روز طول می‌کشد و به پایان ماه رمضان می‌رسیم ولی توصیه ما این است که این تصمیمات سنگین را دولت با مشورت بیشتری بگیرد و با سرعت و یا بدون مشورت در این ارتباط تصمیمی نگیرد.

نوشته شده توسط : علی

نظرات ديگران [ نظر]


فاطمه رجبی اصولگرا نیست

شنبه 86 شهریور 31 ساعت 5:0 عصر
دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین که در حاشیه مراسم افطاری این تشکل در دانشگاه امام صادق در جمع خبرنگاران سخن می‌گفت از یادداشت‌های تند و رادیکال فاطمه رجبی، همسر سخنگوی دولت نهم به شدت انتقاد کرد.
محمدرضا باهنر با بیان اینکه «مجموعه اصولگرایی تعریف خاص خویش را دارد»، گفت: خانم رجبی، تریبون اصولگرایان محسوب نمی‌شود و ایشان اصولگرا نیست.
وی افزود: خانم رجبی مواضع خاص خویش را دارد اما این چنین تحلیل‌های افراطی راه به جایی نمی‌برد و توصیه می‌کنیم که دو جناح‌ها افراد افراطی خود را کنار بگذارند و میدان را به عقلای جمع واگذار کنند.
باهنر با انتقاد از اظهارات اخیر کوشنر، وزیر امور خارجه فرانسه مبنی بر احتمال حمله به ایران گفت: فرانسه در دوره جدید خود، علاقمند است که جای انگلیس را جهت حمایت از سیاست‌های آمریکا،‌ در پیش گیرد اما موفق نمی‌شود.
وی در خصوص تغییر ساعات کاری اداری در ماه رمضان و انتقاد برخی نمایندگان از این تصمیم گفت: توصیه من این است که دولت چنین تصمیماتی را با مشورت بیشتری بگیرد چرا که تصمیمات با سرعت و بدون مشورت، خسارت‌های سنگینی به کشور وارد می‌کند.

نوشته شده توسط : علی

نظرات ديگران [ نظر]


خودخواهان متعصب اهل گفت‌وگو نیستند

شنبه 86 شهریور 31 ساعت 4:14 عصر
9 سال پیش مجمع عمومی‌‌سازمان ملل متحد، در 30 شهریور ماه پیشنهاد حجت الاسلام و المسلمین سید محمّد خاتمی‌‌را مبنی بر نامگذاری سال 2001 میلادی به عنوان سال گفت و گو تمدن‌ها به اتفاق آرا تصویب کرد؛ از آن پس این روز نام «روز گفت و گو ی تمدن‌ها» را در تقویم ایرانیان به خود گرفت. امسال فرصتی دست داد تا با سید محمّد خاتمی‌‌که اکنون ریاست مؤسسه غیر دولتی و غیر انتفاعی بین المللی گفت و گوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها را بر عهده دارد، گفت و گوی کوتاهی درباره تعاریف و تجربه‌های ویژه ایشان در مسیر پیشبرد این نظریه داشته باشم. آنچه در پی می‌‌آید حاصل این گفت و گوست:

خودخواهان متعصب اهل گفت‌وگو نیستند

______________________________________
آقای خاتمی، 30 شهریور ماه روز گفت و گوی تمدنهاست. به نظر می‌‌رسد امروز گفت و گو در دنیای ما موضوعیت خاصی دارد. شما این مسئله را چگونه می‌‌بینید؟ آیا می‌‌توان بین ضرورت گفت و گو و ایده گفت و گوی تمدن‌ها که شما بر آن تأکید داشته اید رابطه خاصی قائل بود؟
باید میان گفت و گو و مذاکره تفکیک قائل شد. در مذاکره هدف اقناع طرف است و یا بدست آوردن سود مادی یا معنوی، مذاکره بیشتر در عرصه روابط سیاسی و تجاری مطرح است ولی گفت و گو هدفش تعارف و شناخت یکدیگر و تلاش مشترک برای نزدیکی به حقیقت است و کاری است شدیداً انسانی و مبتنی بر خرد و اندیشه . گفت و گو که بهتر است آن را گفت و شنود بنامیم هنگامی‌‌تحقق می‌‌یابد که گفتن با شنیدن تؤام باشد. شنیدن سخن دیگری شرط مهم تفاهم و نزدیکی طرفین است. خودخواهان متعصب اهل گفت و گو نیستند، تواضع شرط گفت و گو است و این امر در صورتی حاصل می‌‌شود که هر انسانی با تعلق به هر مرامی‌‌به محدودیت‌های ذهنی، عقلانی، عاطفی و اجتماعی خود واقف باشد و در نتیجه ادعای تملک انحصاری حقیقت نکند. انسان ذاتاً در جستجوی حقیقتی است که واقعاً وجود دارد و یکی و مطلق است. ولی آدمیان تحت شرایط اجتماعی و تاریخی و محدودیت‌های ذهنی و عینی نسبت‌های متفاوتی با حقیقت برقرار می‌‌کنند.

در گفت و گو نوعی همراهی و همکاری و همدلی برای نزدیکتر شدن به حقیقت پدید می‌‌آید. طرفهای گفت و گو، متفکران، هنرمندان و صاحبان فکر و ذکرند و اگر مجال گفت و شنود فراهم آید و نزدیکی جان متفکران نوعی در جامعه بسط یابد سیاست نیز لطیف و انسانی می‌‌شود به شرط اینکه سیاست مداران در واقع و نه در ادعا نماینده واقعی مردم جامعه باشند.
جنگ و ستیز نتیجه وهم انگاری و ره افسانه زدن انسانها است و اگر نگاه به حقیقت و نیز تذکر به محدودیت‌های آدمی‌‌در برقراری نسبت با این حقیقت وجود داشته باشد گفت و گو تحقق می‌‌یابد و در نتیجه زندگی به سوی صلح و امنیت میل می‌‌کند.

در عمق جهان سیاست زده که متاسفانه در آن تحکم و آشوب غلبه دارد، خوشبختانه نوعی نگرانی و دغدغه نیز وجود دارد . نگرانی از واقعیت جاری در همه جا و در متن خستگی بشر از این سیاست زدگی و حاصل آن یعنی تحقیر انسان . در واقع ناامنی و خشونت پدید آمده بشریت را وجداناً به چاره جویی برای صلح و عدالت و آرامش و اخلاق نزدیکتر کرده است.

به رغم هیاهوی جنگ و ترور و خشونت، به نظر من هیچگاه چون امروز بشر، بخصوص نخبگان روشن بین جوامع آماده رهایی از این وضعیت ناگوار نبوده اند و در نتیجه زمینه گفت و گو بیش از هر زمان فراهم است و به همین دلیل نظریه گفت و گوی تمدن‌ها و فرهنگ‌ها اینچنین در جهان آشوب زده ما مورد استقبال قرار گرفته است و در کمتر محفل و مجمعی است که سخن از گفت و گو به میان آید و بر ضرورت آن تأکید نشود.

از نخستین روزی که پیشنهاد شما در مجمع عمومی‌‌سازمان ملل متحد در شهریور ماه 1377 به تصویب رسید تا امروز این ایده، حوادث و وقایع مهمی‌‌را در جهان پشت سر گذاشته است. به نظر شما دایره گفت و گوی تمدن‌ها در چه زمینه‌هایی تنگ تر و در چه زمینه‌هایی فراخ تر شده است؟
در سال گفت و گوی تمدن‌ها (2001 میلادی) شاهد عملیات وحشتناک تروریستی 11 سپتامبر و در پی آن امنیتی شدن صحنه مناسبات بین المللی و به کار گیری راهبرد زور و خشونت و اشغال به بهانه مبارزه با تروریسم از سوی قدرتمندان بودیم که می‌‌توان آن را عکس العملی از سوی خشونت گرایان واپس گرای متعصب در هر دو اردوی مقابل یکدیگر در برابر اقبال جامعه جهانی به سوی گفت و گوی تمدن‌ها بدانیم. وضعیت پیش آمده فضای جهانی را به شدت ناامن و نگرانی را همه جاگیر کرده است، اما از سوی دیگر ضرورت گذار از دنیای تبعیض و خشونت و ترور به حهان عدالت و برابری و محبت و همدلی از طریق گفت و گو بیشتر آشکار شده است.

گفت و گوی تمدن‌ها در برابر برخورد تمدن‌ها تفسیر شده است. شما چقدر با این طرز تلقی موافق هستید؟
برخورد تمدن‌ها بیشتر یک پندار و وهم است . زیرا تمدن‌ها و به خصوص فرهنگ‌ها همواره در حال بده بستان و تعامل و تبادل بوده اند و حتی آنگاه که میان یک قوم یا یک امت جنگ در می‌‌گرفته است در زیر لایه سطحی خشونت و ستیز، تمدن‌ها و فرهنگ‌ها فرصت را برای تأثیر بر یکدیگر و تأثر از یکدیگر پیدا می‌‌کردند.
جنگها انگیزه سیاسی ( و عمدتاً استیلا طلبی) و یا اقتصادی داشته اند. هیتلر در جست و جوی فراخ کردن فضای حیاتی برای آلمان بشر را با فاجعه روبرو کرد و درگیری او با کسانی بود که با او از یک تمدن بودند و فضای حیاتی دقیقاً یعنی مناطق نفوذی که استعمار گران دیگر آن را اشغال کرده بودند و سهم رقیب یا رفیق خود را نادیده انگاشته بودند. البته در جنگها و ستیز‌ها از دین، فلسفه، هنر و فرهنگ و تعصبات قومی‌‌و ملی نیز از سوی سیاست مداران قدرت طلب و جنگ افروز سوء استفاده شده است.

اما این اصل نیز واقعیت دارد که میان تمدن‌ها و فرهنگ‌ها نوعی تبادل فعال (دیالکتیک) به صورت نا خود آگاه برقرار بوده است. ایده گفت و گوی تمدن‌ها در صدد خود آگاه کردن این دیالکتیک به صورت دیالوگ است.

در دوسال گذشته شما بیشتر به عنوان یک صاحب نظر علمی‌‌و فرهنگی در مجامع و مراکز دانشگاهی و بین المللی حضور داشته اید. تجربه خاص شما در قیاس با گذشته که به عنوان یک دولتمرد در این قبیل مراکز حضور می‌‌یافتید، چیست؟
واکنش‌ها نسبت به ایده گفت و گوی تمدن‌ها میزان آمادگی‌ها، حمایت‌ها و همراهی‌ها با این برنامه و این زمینه در عرصه بین المللی تدوین و نشر خواهد شد.

در سفر سال گذشته شما به آمریکا به خصوص از این نظر که همزمان با سالگرد حادثه 11 سپتامبر در آمریکا و نیز بحران روابط میان ایران و آمریکا بر سر مسئله هسته ای بود، گفت و گوی فرهنگ‌ها چگونه و در چه زمینه‌هایی توانست پیش برود؟
در این سفر چه در مجامع دینی ( اعم از اسلامی‌‌و مسیحی) چه مجامع علمی، دانشگاهی و فرهنگی و چه در سطح نخبگان کوشیدم تا صدای صلح و منطق و عدالت و انسانیت را که از عمق آیین اسلام و ژرفای جان ملت با فرهنگ ایران بر می‌‌خیزد روشن و رسا به گوش آنان که قدرت شنوایی را از دست نداده اند، برسانم و خوشبختانه این صدا نوعاً شنیده شد چنانکه من نیز از نزدیک توانستم صدا‌های خوش آهنگی را بشنوم که از خشونت و خود پرستی و تحقیر انسان بیزار است و من فکر می‌‌کنم که این سفر با همه محدودیت‌هایی که داشت به طور آشکار در فضای ذهنی نخبگان و نیز افکار عمومی‌‌اثر گذاشت. می‌‌توان با مقایسه جو روانی و تبلیغاتی حاکم بر مجامع و وسائط ارتباط جمعی پیش و پس از سفر صحت این ادعا را دریافت و حتی لحن و طنین صدای سیاست مداران نیز تغییر کرد. هرچند که در ایران به هر دلیل در وسائط ارتباط جمعی فراگیر سعی در پوشیده نگه داشتن این تأثیر شد و حتی شاهد تحریف، دروغ پردازی و تحلیل‌های غلط نیز بودیم.

نوشته شده توسط : علی

نظرات ديگران [ نظر]


باز هم دروغ به نقل از «یک مقام عالی»!

شنبه 86 شهریور 31 ساعت 1:0 صبح

تهران امروز نوشت: به دنبال انتشار اخباری در برخی سایت‌های مدعی حمایت از دولت مبنی بر مخالفت یک مقام عالی نظام با سفر دکتر حسن روحانی به اروپا، کاظم جلالی، مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس این اخبار را تکذیب کرد و گفت: این خبر اساسا خبر غلطی است زیرا طبعا آقای روحانی نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی هستند و در این زمینه هیچ اقدامی در زمینه سیاست خارجی بدون هماهنگی صورت نمی‌گیرد.
ضمن اینکه شأن رهبر انقلاب بالاتر از آن است که اولا ایشان در هر مساله جزئی دخالت کنند و دوم اینکه در هر مساله جزئی ما از ایشان هزینه کنیم.


نوشته شده توسط : علی

نظرات ديگران [ نظر]


زمزمه‌ پایان عمر ورزشی شبکه ۳ سیما

جمعه 86 شهریور 30 ساعت 11:18 عصر
طی دو روز گذشته، پخش مستقیم رقابت‌های تیم‌های ایرانی درمسابقات کشتی قهرمانی جهان و لیگ قهرمانان فوتبال آسیا، تحت الشعاع برنامه‌های روتین و مناسبتی شبکه سه سیما قرار گرفت.
روز گذشته (29 شهریور ماه) در حالی که پس از پخش مستقیم مسابقه‌ رضا یزدانی‌ در چارچوب مسابقات جهانی کشتی، رقابت علی‌اصغر بذری با حریف آمریکایی خود آغاز شد؛ برخلاف انتظار، مجری ویژه برنامه‌ی پخش مسابقات جهانی کشتی روی صفحه‌ی تلویزیون ظاهر شد و درباره‌ رقابت یزدانی شروع به صحبت کرد. در این میان بذری وقت اول مبارزه را واگذار کرد.
به رغم گذشت حدود 5 دقیقه از این مبارزه و آغاز وقت دوم آن، مجری شبکه‌ی سه سیما از شروع رقابت بذری خبر داد، اما حتی وقت سوم این پیکار هم روی آنتن نرفت.
با این حال مجری برنامه به بینندگان وعده داد، هر زمان که کشتی‌گیران ایرانی روی تشک حاضر شوند، برنامه‌های عادی شبکه سه سیما قطع و مبارزه‌های آن‌ها به طور مستقیم پخش ‌شود. با این وجود دو مسابقه‌ بعدی یزدانی مقابل حریفان کوبایی وروسی که همزمان با پخش برنامه‌ی «خانه‌ی مهر» انجام شد، روی آنتن نرفت.
در نهایت شبکه‌ سه سیما با پوشاندن لوگوی شبکه‌ پخش کننده‌ بازی‌ها، با قطع موقت پخش برنامه «ماه عسل» فقط به مستقیم روی آنتن فرستادن رقابت یزدانی در مسابقه‌ رده‌بندی مقابل حریف آمریکایی بسنده کردند.
از سوی دیگر شبکه‌ سوم سیما، چهارشنبه (28 شهریور ماه ) تنها نیمه‌ دوم بازی تیم سپاهان ایران مقابل تیم کاوازاکی ژاپن در چارچوب رقابت‌های لیگ قهرمانان فوتبال آسیا را ساعت 19 و 35 دقیقه به طور مستقیم پخش کرد و هنگام برگزاری نیمه‌ اول آن، سریال «یک وجب خاک» را روی آنتن فرستاد.

نوشته شده توسط : علی

نظرات ديگران [ نظر]


عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس در واکنش به گزارش عملکرد برنامه چهارم توسعه توسط احمدی‌نژاد اظهار داشت که بهتر بود آنچه دولت‌های گذشته انجام داده بودند را از عملکرد دولت نهم تفکیک می‌کرد.

آذر نماینده ی مردم شهرستان های دهلران،دره شهر،آبدانان(استان ایلام) در گفت‌وگو با سایت آفتاب در خصوص گزارش عملکرد برنامه چهارم توسعه توسط احمدی‌نژاد گفت: گزارش رییس جمهوری با تاخیری نزدیک به یک سال قرائت شد و چند بعد داشت. شاخص کوتاه مدت این گزارش که تمام افزایش آن با انطباق با برنامه ناشی از عملکرد دولت نهم بود و به جنبه‌های مثبت این دولت باز می‌گشت.

وی اظهار داشت: اما شاخص‌های بلندمدت این گزارش حداقل مربوط به سه سال گذشته یا در خوشبینانه‌ترین حالت برای دو سال گذشته است، بنابراین ناشی از عملیات در دوره‌های قبل نیز می‌شود که بهتر بود آقای رییس جمهوری کار دوره‌های قبل را از دوره نهم تفکیک می‌کرد.

عضو کمیسیون برنامه و بودجه با اشاره به اینکه «احمدی‌نژاد باید در شاخص بلندمدت از دولت‌های قبل یاد می‌کرد»، افزود: از جمله این کارها می‌توانیم به زیربنای که برای رشد صادرات در کشور ایجاد شده اشاره کنیم که متاثر از سیاست‌های سرمایه‌گذاری دولت پیشین است.

آذر گفت: این جهش صادراتی تحت تاثیر پتروشیمی و فرآورده‌های نفتی است که بالای 90 درصد در دولت خاتمی انجام شده است.

وی با اشاره به اینکه «جا دارد احمدی‌نژاد در گزارش عملکرد سال 85 دقت بیشتر انجام دهد»، گفت: همچنین در شاخص‌ بهره‌وری نیروی انسانی، سرمایه و عوامل تولید که رییس جمهوری سال 84 را نسبت به 83 مقایسه کرد اعلام کرد که 14 درصد رشد داشته که بالاترین رشد بهره‌وری در دنیا حداکثر 3 درصدو در بهترین شرایط 4 درصد بوده است.

آذر افزود: آنچه رییس جمهوری گفته یا خطای محاسباتی است یا خطای قرائتی وگرنه رقم واقع‌بینانه‌ای نیست، 14 درصد در هیچ جای دنیا تاکنون رقم نخورده است.

عضو کمیسیون برنامه و بودجه گفت: امیدوار بودیم رییس جمهوری زودتر از این گزارش عملکرد سال 84 را ارائه کرد و امروز گزارش سال 85 را قرائت می‌کردند زیرا به موقع ارائه کردن گزارش نشان دهنده کارایی خوب مدیران است و ایجاد هرگونه شبهه و شائبه را از بین می‌برد.


نوشته شده توسط : علی

نظرات ديگران [ نظر]


جنگجویان خدا

جمعه 86 شهریور 30 ساعت 8:0 عصر
چند هفته گذشته، تلویزیون «سی.ان.ان»، مجموعه سه بخشی جنگجویان خدا را که حاصل هشت ماه سفر کریستین امانپور به هفت کشور در چهار قاره جهان بود پخش کرد. مستند شش ساعته جنگجویان خدا که برگزیده‌ای از صدها ساعت برنامه و فیلم ضبط شده بود، یکی از جذابترین و پربیننده‌ترین برنامه‌های چند سال اخیر «سی.ان.ان» بوده است که البته با انتقادات شدیدی از سوی مسلمانان و مسیحیان روبه‌رو شد.
مسیحیان از این بابت که در کنار افراطی‌های یهودی و القاعده مورد بررسی قرار گرفته‌اند و مسلمانان نیز به دلیل این‌که گروه‌های تروریستی و مخربی مانند القاعده در کنار مبارزانی مانند حماس و حزب‌الله و رزمندگان جبهه‌های جنگ ایران و عراق قرار گرفته‌اند، به این برنامه انتقاد کردند. اختصاص سه برنامه دو ساعته به طور مساوی و قرار دادن و همسان کردن یهودیت که تنها پانزده میلیون پیرو دارد، در برابر دین اسلام که بیشتر از یک میلیارد و مسیحیت که بیشتر از دو میلیارد پیرو دارد، نیز انتقاد دیگری بود که مطرح شده است.

این مجموعه در سه بخش دو ساعته، به موضوع افراطگرایی در یهودیت، اسلام و مسیحیت می‌پردازد؛ بازگشت به مذهب حتی در جوامع لائیک و نقش بسیار مهمی که این جنگجویان یا معتقدان به سه دین ابراهیمی در تغییر حوادث جهان و نقش عمیقی که اعتقادات دینی بر فکر و اندیشه و زندگی روزانه جنگجویان دارد و تأثیر و نقشی که این باورمندان بر حکومت‌هایشان دارند و همچنین اقدامات ماورای قانون و مخالفت‌های آنان با دستورها و فرامین حکومتی کشورهای خود را به تصویر می‌کشد تا زوایایی را که تا کنون از دید بینندگان پنهان مانده است، روشن کند.
در این مستند، آنچه راجع به مسلمانان افراطی گفته می‌شود و بحث تروریسم به اصطلاح اسلامی، نکته تازه‌ای نیست، زیرا امانپور پیشتر در دو برنامه مستند «پا به پا بدنبال بن لادن» و مستند «جنگ داخلی» این موضوع را به تصویر کشیده بود.

گزارشگر «سی.ان.ان» به ارایه دیدگاه مصاحبه شوندگان می‌پردازد و وانمود می‌کند که قضاوت را بر عهده تماشاچی می‌گذارد و این مستند را به گونه‌ای ارایه نموده است که مخاطب در نگاه نخست، آن را بی‌طرفانه می‌یابد، اما نگاهی عمیق‌تر، خلاف این موضوع را آشکار می‌کند. قضاوت اصلی «سی.ان.ان» در واقع، همان نظریات نماینده افراطی پارلمان هلند (گیرت ویلدرز) است، چرا که این بخش از سخنان وی که «اسلام خطر بزرگی برای تمدن غربی است و مسلمانان باید از هلند اخراج شوند» و همچنین سخن مشابهه هرسی علی در همه کلیپ‌های تبلیغاتی قبل و پس از پخش این مستند تکرار می‌شد، در حالی که چندین بار صحنه‌های تروریستی 11 سبتامبر ـ بالی ـ نایروبی ـ دارالسلام ـ لندن، مادرید و کشته شدن سینماگر هلندی «ونگوک» به دست یک مسلمان هلندی مراکشی تبار، تکرار و چاشنی مستند یاد شده بود، تنها صحنه خشونت‌آمیز مربوط به مسیحیان افراطی، انفجار خفیف در کلینیک سقط جنین در آمریکا بود و اشاره‌ای به موارد دیگر از جمله خودسوزی مرموز بیش از هزار مسیحی در سال 1999 در اوگاندا نشد.

در بخش یهودیان نیز آن دسته از توطئه‌های تروریستی افراطیون یهودی علیه مسلمان به تصویر کشیده شد که پلیس پیش از هر چیز، اقدام آنان را خنثی و مجرمان را دستگیر و روانه زندان کرد و به قتل‌عام‌هایی مانند صبرا و شتیلا اشاره‌ای نشد.
اما در بحث مسیحیت، تصاویر اجتماع بیش از 24 هزار نفر از جوانان مسیحی بتل کرای برای اعلام آمادگی به منظور مبارزه با مفاسد جامعه لائیک و مصاحبه‌های مربوطه و نقش عمیقی که کلیسا در زندگی سیاسی و اجتماعی آمریکا بازی می‌کند، موضوعاتی بود که برای ما شرقی‌‌ها تا حدودی پوشیده مانده بود. موضوع خانواده‌های مسیحی که در اعتراض به مظاهر جامعه لائیک و ارزش‌های غربی مانند سکس، سقط جنین، تزلزل خانواده و مواد مخدر، مدارس رسمی را تحریم کرده‌اند و فرزندان خود را در مدارس خانگی آموزش می‌دهند، همان‌قدر جذاب است که تحریم‌کنندگان مسلمان در کشورهای لائیک. در آمریکا نزدیک به نیم میلیون کلیسا وجود دارد و پانزده کانال تلویزیونی کلیسایی جهانی، تنها به زبان انگلیسی برنامه پخش می‌کند و تنها یک شبکه جهانی اسلام به زبان انگلیسی به تبلیغ اسلام می‌پردازد.

گزارشگر «سی.ان.ان» در واشنگتن دی سی، واشنگتن، ویرجینیا و مینه سوتا به سراغ چهره‌های مشهور انجیلی می‌رود و می‌گوید: ما اصلا از کم و کیف فعالیت محافظه‌کاران مسیحی در آمریکا خبر نداشتیم و نمی‌دانستیم که آنها چگونه فعالیت می‌کنند. همیشه به آنان مثل یک گروه کوچک و عجیب و غریب نگاه می‌کردیم، در حالی که آنان در همین ایالات متحده آمریکا، جمعیت زیادی را شامل می‌شوند و نقش مهم و فراگیری دارند.
به گفته او، گروه‌های افراطی جدید که وابسته به کلیسا هستند، دیگر به مسائلی همچون سقط جنین و همجنس‌بازی نمی‌پردازند، بلکه مشکلاتی مثل فقر و محیط زیست و مسائل سیاسی و اجتماعی را نشانه رفته‌اند و می‌توانند برای هر موضوعی، جمعیت بسیاری را بسیج کنند.

در این بخش، با پانزده نفر از چهره‌های مسیحی و مبلغان فعال مصاحبه شده که از آن جمله می‌توان به «روجری فالوال» اشاره کرد؛ مبلغ افراطی مسیحی که این آخرین مصاحبه او پیش از مرگ ناگهانی‌اش در ماه می‌ بود. فالوال روحانی و مجری برنامه‌های مذهبی کانال ۵۲ آمریکا و بنیانگذار دانشگاه مسیحی لیبرتی بود که از این راه به ثروت هنگفتی دست پیدا کرد.
نقش گسترده کلیسا در حمایت دولت آمریکا برای مبارزه با امپراتوری شرق (‌اتحاد جماهیر شوروی) و به تصویر کشیده شدن نقش بارز کنونی کلیسا در مبارزه علیه به اصطلاح بنیادگرایی اسلامی و تروریسم اسلامی، از موضوعاتی بود که در مبحث جنگجویان مسیحی تازگی داشت. مصاحبه با رئیس دانشگاه مذهبی لیبرتی و تصاویری از زندگی دانشجویان که از سال 1971 تاسیس شده و بیشتر از ده هزار دانشجوی شبانه روزی دارد.

مصاحبه با رهبران مشهور کلیسای انجیلی صهیونیستی مانند پیتر هیگ، روسله جانسون و اسکاربروگ، جالب توجه است، به ویژه که هیگ، همان فردی است که در کتاب خود پیش‌بینی کرده بود در سال 2006 اعراب (‌به علاوه ایران) به کمک روسیه به اسرائیل حمله می‌کنند و سرانجام ایران و روسیه نابود می‌شود و این همان جنگ «آرماگدون» است.
شاید در همین راستا، تهاجم اسرائیل به لبنان آغاز شد و در آن بیشتر از 3400 رهبر فرقه انجیلی (‌ایوانجلیست) موسوم به «مسیحیان دوباره تولّد یافته» از پنجاه ایالت آمریکا برای اعلام پشتیبانی و جمع‌آوری کمک و نیرو برای اسرائیل و حمایت از جنگ به نیویورک رفته و از کارگزاران دولت آمریکا تقاضا نمودند که تمام تلاش خود را برای دفاع از اسرائیل به کار برد.

«پاستور جان هیگ» که رهبر بزرگترین تله انجیلی (‌کلیسای تلویزیونی) جهان است، می‌گوید: روح‌القدس فلسطین را به یهودیان اعطا کرده و مسیحیان به ویژه آمریکا، وظیفه الهی دارند از یهودیان حمایت کنند و رهبری جنگ را بر عهده گیرند تا رهبری هزار ساله جهان پس از آرماگدون به زعامت آمریکا پیش رود.
جان هیگ پیشتر گفته بود: جنگ پیشگیرانه علیه ایران و حزب‌الله یک وظیفه انجیلی است.
او می‌گوید: ما برای کمک به اسرائیل، یک لابی به مراتب قدرتمندتر از لابی یهودی ایپاک در آمریکا تآسیس کرده‌ایم، زیرا ایپاک، تنها نماینده شش میلیون یهودی است، اما جمعیت ما انجیلی‌‌ها هشتاد میلیون نفر است.

در انتخابات سال 2000، «ایوانجلیست‌ها» رسماً از جورج دبلیو بوش حمایت کردند و از طرفداران خود خواستند که الگور، کاندیدای حزب دموکرات را شکست دهد. بسیاری از مقامات کنونی آمریکا از جمله رایس، جزو این طایفه هستند.

بنا بر اعتقادات ایوانجلیست‌ها، تا زمانی که اسرائیل بزرگ شکل نگیرد، مسیح ظهور نخواهد کرد و در آخرالزمان یهودیان از سراسر جهان، باید به سرزمین فلسطین مهاجرت کنند و همزمان با ظاهر شدن دجّال، 144000 نفر از یهودیان به مسیح اعتقاد پیدا خواهند کرد و همراه «مسیحیان دوباره تولّد یافته» و مسیح به بهشت خواهند رفت و آن‌گاه همه یهودیان جهان به دست دجّال کشته خواهند شد. هفت سال پس از ظاهر شدن دجّال، مسیح همراه مسیحیان دوباره تولّد یافته به زمین فرود خواهد آمد و دجّال را در محل فلسطین در جنگ نهایی مقدس (آرمگدون) شکست خواهد داد و مسیح پس از آن برای مدت هزار سال حکومت جهانی را به پایتختی بیت‌المقدس رهبری خواهد کرد.

ایوانجلیست‌های شبه‌نظامی
اتحادیه نظامی مسیحیان با نام «جنبش هویت مسیحی» معروف است که تنها شاخه «قدیسان میهن‌پرست مسیحی» در پنجاه ایالات متحده آمریکا 60000 عضو مسلح دارد و قدرتمندترین گروه شبه نظامی این کشور به شمار می‌رود. شبه‌نظامیان «جنبش هویت مسیحی» خود را «ایوانجلیست‌های جنگجو» می‌نامند و بر این باورند که تا تمامی دنیا را مسیحی نکنند، مسیح ظهور نخواهد کرد. آنان در روی کار آمدن ریگان و بوش نقش کلیدی داشتند.
از آغاز سال 1979م، شعار آنها این بوده است که هنگام آن فرا رسیده که برای تغییر مسیر آمریکا و نجات این کشور، مسیحیان متدیّن از کلیسا وارد کنگره (پارلمان آمریکا) شوند. در آمریکا، بیش از چهارصد هزار کلیسا هست که 110 هزار کلیسا در اختیار ایوانجلیست‌ها قرار دارد.
این فرقه برای پیشبرد اهداف سیاسی و اجتماعی خود، شمار بسیاری مؤسسه را در آمریکا تأسیس کرده‌اند که در سطح کشور فعالیت می‌کنند.

رهبران انجیلی آمریکا:
1- «فالول»، یکی از رهبران برجسته ایوانجلیست در آمریکاست که دشمنی علنی با اسلام و رسول اکرم (ص) دارند. در اکتبر 2002، فالول در یک سخنرانی که از شبکه‌های تلویزیونی در آمریکا پخش شد، آشکارا به حضرت رسول اکرم (ص) اهانت کرد.

2- «پت رابرتسون»: وی یکی از رهبران با نفوذ ایوانجلیست‌ها در آمریکا و صاحب شرکت تلویزیونی دینی «شبکه سخن‌پراکنی مسیحیان 700» و دانشگاه کلیسایی ریجنت است. ارزش کنونی این شرکت تلویزیونی 230 میلیون دلار است و پس از شبکه تلویزیونی «سی.ان.ان» و «ESPN Sports» بزرگترین شبکه تلویزیونی در آمریکاست.

رابرتسون مانند دیگر ایوانجلیست‌ها به‌ طور گسترده چنین تبلیغ می‌کند که مسیح تا سال 2007 حتماً ظهور خواهد نمود و کتابی را با نام «پایان عصر» تألیف و در آن تأکید کرد که جنگ نهایی مقدس (آرمگدون) پس از سال 2000 و پیش از سال 2007 آغاز شده، در این جنگ سراسر جهان نابود خواهد شد و تنها «مسیحیان دوباره تولّد یافته» نجات خواهند یافت.

3- «هال لیندسی»: وی یکی از رهبران معروف دینی پروتستا‌ن‌ها و مبلّغ برجسته انجیل در آمریکا به شمار می‌رود. لیندسی صاحب «شبکه سخن‌پراکنی تثلیث و ماهنامه «شرح وقایع آخرالزمان» و فصلنامه «شماره معکوس برای نبرد آخر زمان » است. لیندسی بیش از بیست کتاب در تفسیر پیش‌گویی‌های انجیل تألیف کرده و محور این کتاب‌ها آغاز جنگ نهایی آرمگدون در فلسطین به رهبری آمریکا و ظهور دوباره مسیح در آغاز هزاره سوم است.

4- دکتر «جان هیگ» مانند دیگر نوانجیلی‌‌ها دشمنی شدید ضد روسیه و کمونیزم سابق را به طرف مسلمانان معطوف کرده است. او بنیانگذار بنیاد تکریم و بزرگداشت یهود است که وظیفه هماهنگی و همبستگی با ملت یهود و اسرائیل را بر عهده دارد. کتاب مقدس بنا بر تفسیر وی در هفت آیه، از مسیحیان خواسته است که یهودیان را یاری کنند. نوارهای سخنرانی او، از جمله شمارش معکوس (برای نبرد آرماگدون) و میثاق یهود همواره از تلویزیون کلیسا تبلیغ می‌شود. او پیش‌بینی کرده است که روسیه و ایران با کمک اعراب به اسرائیل حمله خواهند کرد، اما وی از قول خداوند وعده می‌دهد که قوم یهود را پیروز و قوم روس و پارس را نابود خواهد کرد.
بخشی از کمک‌های این گروه از سوی مالیات پرداخت‌کنندگان به دست می‌آید. اوراق پرداخت به سازمان‌های خیریه این فرقه از سوی صنایع بزرگ همانند پرداخت مالیات (‌معافی مالیاتی) به شمار می‌رود. برنامه‌های تبلیغی مسیحی از سوی تلی ایوانجلیست‌های معروف؛ مانند جری فالول، پت رابرتسون، جیمز رابیسون، جیمی سواگارت و رابرت شول همواره در حال توسعه است.

برای تحقق هدف واگذاری پست‌های حساس به وفاداران انجیلی، تلی ایوانجلیست‌های معروف آمریکا، هفت دانشگاه و مؤسسه آموزش عالی را برای تربیت متخصصان به ویژه در رشته حقوق و علوم سیاسی با اعتقادات دینی و برای احراز پست‌های کلیدی در کشور به وجود آورده‌اند:
دانشگاه‌های ریجنت، لیبرتی، اورل رابرتز و چند آموزشکده دیگر، از جمله این مؤسسات است که در آنها، علاوه بر تربیت روحانی و مبلغ، کادر اداری دولتی، متخصصان را برای اداره و تولید برنامه‌های تبلیغی مسیحی در ایستگاه‌های رادیویی و تلویزیونی آموزش می‌دهند.

دومین بخش مجموعه جنگجویان خدا، به افراطگرایی در اسلام پرداخته است.
بخش عمده‌ای از این برنامه، به فعالیت‌های القاعده و تصاویری از انفجارها و فعالیت‌ها و اعتقادات آنان اختصاص دارد و در این مبحث، تروریسم و اسلام و تروریسم اسلامی یکسان به کار برده می‌شود. نکته جالب این که اصلا به جنایات فجیع القاعده و باند زرقاوی در عراق، هیچ گونه اشاره‌ای نمی‌شود، زیرا مخاطبان «سی.ان.ان»، بیشتر غربی‌‌ها هستند و هدف از این برنامه، نشان دادن خطر القاعده و اسلام برای جهان غرب است. در حالی‌که القاعده از سوی عموم مسلمانان به عنوان یک گروه منحرف شناخته می‌شود. این گروه پیاپی به عنوان گروهی بنیادگرای اسلامی معرفی می‌شود. گزارشگر شناخت درست از اسلام ارایه نمی‌دهد و فرقی بین شیعه و سنی و تروریست‌ها و مسلمانان واقعی نمی‌گذارد. دینی که آشکارا بیان می‌کند: «من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکأنما قتل الناس جمیعا و من احیاها فکأنما احیا الناس جمیعا»؛ بنی‌آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند/ چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضو‌‌ها را نماند قرار.

چنین مکتبی هرگز نمی‌تواند جنایت‌هایی مانند آنچه در سنجار علیه کردهای ازدی اتفاق افتاد، به حساب اسلام بگذارد. تصاویری از انفجارهای همزمان سفارت آمریکا در نایروبی و دارالسلام و سپس حمله به رزمناو آمریکا در یمن، مرتبا در این بخش به نمایش درمی‌آید تا چهره‌ای تروریستی از مسلمانان را ترسیم کند؛ سپس 11 سپتامبر مورد برسی قرار می‌گیرد و جنگ بین‌المللی علیه تروریسم اسلامی و نه تروریزم القاعده.
این در حالی است که امانپور در دهه 90 میلادی، بارها از مجاهدین عرب افغان به عنوان مبارزان راه آزادی تمجید کرده است و اگر گزارش‌های خبری او از حوادث یوگسلاوی سابق را مرور کنیم، خواهیم دید که او بارها همین تروریست‌های کنونی القاعده را ستایش کرده و با بسیاری از آنان مصاحبه کرده و آنها را از نزدیک می‌شناسد. او هیچ اشاره‌ای به ائتلاف کلیسای انجیلی صهیونیستی و دولت آمریکا با مجاهدان کویته و پیشاور و بیت انصار نمی‌کند.

در این بخش، ترکی فیصل، رئیس کل استخبارات وقت عربستان، اعتراف می‌کند که القاعده پس از جنگ دوم خلیج فارس 1991 به مقامات عربستان هشدار داده بودند که آمریکایی‌‌ها باید عربستان را ترک کنند، وگرنه جهاد خود علیه آنها را آغاز خواهند کرد و بلافاصله انفجاری را انجام دادند.
این موضوع به خوبی ثابت می‌کند که مقامات عربستان از جزییات حادثه ظهران نیز اطلاع دقیق دارند و در حالی که آمریکایی‌‌ها در آن زمان 1995 اصرار داشتند که آن را به سپاه پاسداران ایران منسوب کنند.

35 نفر در بخش مربوط به اسلام مورد مصاحبه قرار گرفته‌اند. در مصر و اردن، چهره‌هایی از اخوان‌المسلمین و در ایران او با رفعت بیات (‌نماینده مجلس و کاندیدای ریاست جمهوری دور قبل)، معصومه ابتکار، شیرین عبادی، آیت‌الله یوسف صانعی، شادی قدیریان، علی لاری، عبدالله رضایی و محمد رضایی مصاحبه کرده است.
امانپور می‌گوید: ما به ایران، به عنوان کشوری نگاه می‌کنیم که دکترین شهادت از آنجا ریشه می‌گیرد. صحنه‌هایی از انقلاب ایران و درگیری‌های خیابانی، صحنه‌هایی از جنگ ایران و عراق و شهدای جنگ به نمایش گذاشته می‌شود.

هر مادری هنگامی که خبر کشته شدن فرزندش را بشنود، ناراحت می‌شود، اما مادر شهیدی می‌گوید: شهادت برای ما یک افتخار است. ما از شهادت فرزندمان خوشحال شدیم.
امانپور: شما یک مادر هستید و پسر سیزده ساله خود را به جبهه فرستادید، شما دو پسر خود را از دست دادید، چگونه توانستید این کار را بکنید؟
مادر امیر: پسرم وقتی که داشت به جنگ می‌رفت، من هرگز برایش گریه نکردم و اصلا خوشحال بودم و اگر با رفتن مخالفت می‌کردند، عصبانی می‌شدم.

امانپور: آیا دین تا این حد در زندگی شما اهمیت دارد؟
مادر امیر: در جنگ عاشورا سر یکی از پیروان امام حسین(ع) را از بدنش جدا کردند و جلوی مادرش انداختند، اما او سر را برداشت و به طرف آنان انداخت و با شهامت گفت: آنچه من در راه خدا می‌دهم، پس نمی‌گیرم. اسلام تا این حد برای ما اهمیت دارد. امانپور از یک رزمنده سابق می‌پرسد: آیا وقتی که در جبهه بودید به امام حسین فکر می‌کردید؟

امیر: او الگوی من بود، شجاعتش الهامبخش من بود. شما هیچ‌گاه نمی‌توانید آن گونه که باید، او را تقدیر و تحسین کنید. [صحنه‌هایی از زنجیرزنی و سینه‌زنی پخش می‌شود].
امیر: ما وقتی خود را با زنجیرهای آهنی می‌زنیم و به بدن خود صدمه وارد می‌کنیم، می‌خواهیم نشان دهیم که تا اخرین لحظه با امام و دینمان خواهیم ایستاد. از نظر شیعیان امام حسین(ع) با نثارجان خود، اسلام را هزار و چهارصد سال زنده نگه داشته است.
صحبت از امام زمان (عج) و دکترین انتظار، مصاحبه با زوار مسجد جمکران، سخنان رئیس‌جمهور در سازمان ملل و دیدار وی با حضرت آیت‌الله جوادی آملی، پوشیدن چادر و مقنعه و دیدار امانپور با چند تن از علما در قم از دیگر برنامه‌های بخش اسلام این مستند بود.

در بخش یهودیان «جنگجویان خدا»، امانپور به سراغ یهودیانی که کرانه باختری رود اردن را به اشغال خود درآورده‌اند، رفت. او می‌گوید: اینها مردمی بسیار مذهبی‌اند که واقعاً باور دارند قوم برگزیده هستند و اینجا سرزمین موعودشان است! این افراد نسبت به فلسطینی‌‌ها بسیار خشمگینند و اثرگذاری زیادی روی تصمیم‌های رژیم اسراییل دارند. در این بخش، صحنه‌هایی از کشته شدن انور سادات و اسحاق رابین به دست مخالفان مسلمان و یهودی صلح نمایش داده می‌شود. مبحث یهودیان بیشتر یک مستند از تاریخ حوادث چهل سال گذشته اسرائیل است و نکته آزاردهنده‌ای برای یهودیان ندارد.
او همچنین به سراغ صهیونیست‌های آمریکا می‌رود؛ مثل یک قانونگذار یهودی در ایالت نیویورک و همسرش که مبالغ هنگفتی (30 میلیون دلار) را به حمایت از یهودیان افراطی اختصاص داده‌اند.

امانپور با این‌که هشت ماه روی این مجموعه مستند کار کرده، اعتراف می‌کند که همچنان جنبه‌هایی از موضوع را مورد بررسی قرار نداده است: مثلاً سفر به آفریقا می‌توانست نتایج خوبی داشته باشد، زیرا آفریقا جایی است که افراطگرایی اسلامی و مسیحی هر دو با هم در حال گسترش است؛ یا بررسی سیاست‌های پاپ جدید و بازگشت او به ریشه‌های سنتی کاتولیک که می‌توانست نتایج جالبی داشته باشد.
او اذعان می‌کند: آمریکایی‌‌ها هنوز دنیای اسلام را کامل و جامع نشناخته‌اند یا از شناخت آن غفلت کرده‌اند. ما بیشتر اوقات، بخش خشونت‌آمیز دنیای اسلام را شناخته‌ایم و به جنبش‌های سیاسی که پشت این صحنه‌‌ها در جریان است، توجه کافی نکرده‌ایم.
هرچند امانپور تلاش کرده که در تهیه این مستند، جانب بیطرفی را بگیرد، نوع نگاه او به افراطی‌گرایی، نحوه پرسش‌‌ها و نتیجه‌گیری‌هایش، حرف دیگری را می‌زند. او در تحلیل گرایش‌های برخی کشورهای اسلامی، می‌گوید که این کشورها از نظر سیاسی، توسعه پیدا نکرده و یا فرصت کمی برای توسعه سیاسی داشته‌اند. گزارشگر این مجموعه اعتراف دیگری هم می‌کند: اگر قرار است در خاورمیانه دمکراسی حاکم باشد، به ناچار باید به سمت دمکراسی اسلامی برود و این چیزی است که دنیای غرب را می‌ترساند و غرب عقب می‌کشد.
کریستین امانپور که به خاطر گزارش‌هایش از خاورمیانه، بوسنی هرزگوین و مناطق جنگی، برنده چندین جایزه شده، 49 سال دارد، در تهران بزرگ شده، مادرش کاتولیک، پدرش مسلمان و شوهرش یهودی است. او تحصیلاتش را در ایران، انگلستان و آمریکا انجام داد و با جیمز روبین، یهودی آمریکایی که از سخنگویان پیشین کاخ سفید بود، ازدواج کرده است.


نوشته شده توسط : علی

نظرات ديگران [ نظر]


   1   2   3   4   5   >>   >